|
مــــــن و تـــو ، کـــم گـــــفـتـــیـــم.
|
"از وبلاگ http://www.cloob.com/name/nazybala "
آخونده يه حرفايي مي زد.
فقط خنديدم.
پاشدم اومدم بيرون.
مي گف: داشتم با يه نفر مي رفتم اتريش.. يارو كارمند ارشد شركت بنز آلمان بود. بهم گفت "مي خوام مسلمان بشم"
منم گفتم اولين كاري كه بايد بكني اينه كه مشروب نخوري.
نمازم كه واجبه. 5 بار در روز صبح و عصر و مغرب و شام و .... صبح!!
گف من وخ ندارم: I Sale My timeيعني من وختمو به مردم فروختم!!
.
.
.
بقيشم كه من از بلندگوي مسجد شنيدم!
اصلاً عوضش مي كنم.
تو جون بخواه.
ما به بيداري دچاريم ...
البته اين يه بهانه بود كه آدم بنويسه...
تازه بعد ها مي بينين كه همچينم نبوده...
يعني يه يد طولايي تو نوشتن داشتم...
سند دارم...